مرتضى مطهرى

501

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ندارد و امرى است ممكن . آنچه كه محال است و گفته‌اند كه محال بودنش از بديهيات است اعادهء عين معدوم است نه اعادهء مماثل و مشابه آن . مثلا فرض كنيد كه اين دست من حركت كرد . يك وقت من مىگويم در آن بعد يك حركت ديگر بدهم كه عينا مثل آن حركت باشد . اين كه اعادهء او نيست ؛ ايجاد شىء است عينا مشابه و مماثل او از هر جهت ، ولى اينها دو شخصند ، آن يك چيز است و اين چيز ديگرى ، آن يك حركت است اين حركت ديگرى ؛ اينها دو واحد از حركت‌اند ، دو شخص از حركت‌اند . اما يك وقت ما مىگوييم : نه ، اين دست كه حركت كرد ، در آن بعد آنچه كه وجود پيدا مىكند همانى است كه در گذشته وجود پيدا كرده است ، كه معنايش اين مىشود كه شىء واحد در دو زمان وجود داشته باشد ؛ البته نه به اين صورت كه وجودش امتداد پيدا كند ، بلكه يك وجودى كه امتداد زمانىاش مثلا به اندازهء يك دقيقه است ، اين شىء يك دقيقه‌اى در اين يك دقيقه وجود دارد بعد معدوم مىشود و همين شىء عينا در آن يك دقيقه‌اى كه يك ساعت بعد ايجاد مىشود وجود دارد ؛ عين همين شىء در آنجا وجود دارد ؛ يعنى خود همين است كه دوباره وجود پيدا مىكند نه يك چيزى مثل او ؛ يك وجود است نه دو وجود . مىگويند اين بديهى است نزد عقل كه محال است ؛ يعنى اينكه در آن واحد هم يك وجود باشد هم دو وجود ، بديهى است كه محال است . آيا امكان اين هست كه يك شىء در آن واحد هم يك وجود باشد هم دو وجود ؟ ! و يا تصور اين مطلب مىشود كه شخص واحد داراى دو وجود باشد ؟ يعنى شخص واحد در عين اينكه شخص واحد است دو شخص باشد ؟ فلاسفه مىگويند بديهى است كه چنين چيزى محال است ؛ يعنى اگر فرض كنيم ( كه ما بر اساس همين فرض داريم بحث مىكنيم ) كه در عالم چيزى معدوم مىشود و بعد خود همان چيز عينا - نه مثل و مشابه او - اعاده مىشود به طورى كه اين شخص همان شخص باشد ، اين محال است و تصديق به محال بودنش هم بديهى است . ولى در عين حال كه محال بودنش بديهى است براهينى هم برايش اقامه كرده‌اند كه آن براهين را بايد بررسى كنيم .

--> استاد : قهرا ديگر . دو چيز باشد به اعتبار اينكه در دو زمان است .